امیررضا کامیار

دلنوشته ها و نمونه کار های یک قلب یخ زده

دلتنگی ای که شبیه به پلنگی است

  • ۱۰:۳۸

دلتنگی ای که شبیه به پلنگی است

نویسنده:امیررضا کرمی

نمیدانم این درد دلتنگی است یا درد یکرنگی؟هر چیز که باشد ، برزگ ننگی است.نیرنگی است بسا که که برایم نفس تنگی است.هر چند میگذرد اما برایم بد سنگی است که بر راهم لکه پررنگی است. بعضی ها می گویند این درد تو عجب پلنگی است.اما نمی دانند که این پلنگ حیوان کوررنگی است.گران سنگی است لیک از برای من نیست . اما چه شده است که بر سر راهم سبب نا هماهنگی است باز نمی دانم.آری گفتم که برخی می گویند  عجب پلنگی است ، اما دردش برایم مانند درد نیش مار زنگی است.
مانده ام که درمان این درد چیست؟شاید درمانش درنگی است و شاید هم فرهنگی است که هنوز دستم نیافته است.عجب چنگی است که از آنِ این پلنگی است که بر زندگی ام مانند اردنگی است که اردنگ هایش آزاری است که برای تن خسته ام بد دردی است.تحملش سخت نیست اما آسوده هم نیستم.خواب هایم مملوء کز ترس از این گربه پلنگی است که شاید پلنگ نیست گربه هم نیست اما عجب است که عجب دلتنگی است که باعث دیوانگی است.شش دانگ قلبم در تصرف دردی است که درمانش را در دست او دیدم . او همان پلنگی است که دانگ های قلبم به تاراج می برد.در دوگانگی است دل و این که در دلم بد بلبشویی شده،شهر فرنگی است.شهری که در آن فرهنگ بی فرهنگی است اما تمدن در آن غوغا می کند. خلاصه می کنم که این سنگ که یک یا دو رنگی است که مشابه پلنگ  درد عجیب زرنگی است که دارای قوی چنگی است . هیچ نیست جز دردودل های شبانه ام که در قلبم دفن می شوند و باز هم من می مانم و این همه دنیا که پر از ناهماهنگی است.

توییتر
به نام حضرت دوست که هرچه داریم از اوست بنده امیررضا کرمی هستم ، معروف به امیررضاکامیار شاعر و نویسنده و علاقه مند به نوشتن و این وب ، وبلاگ بنده می باشد که آثار و طراحی ها و پیشنهاد های بنده در این سایت قرار گرفته میشه.
Designed By Erfan Powered by Bayan