امیررضا کامیار
دنبال کردن
کامیار ...

چندی می شود که نیستم،کمیاب و نا پیدا...گه گاه به بیان سری میزنم و پیام ها و برخی از نوشته های دوستان را چک می کنم.
سرم و شلوغ و ذهنم بد درگیر است که آیا زندگی میکنم؟یا...
یا تلاش می کنم تا زنده بمانم.
قطعا این جمله سرگذشت زندگی اکثر ما انسان هاست.
در سرزمینی که خاک کوروش نام دارد انسان هایش از راه و آیین کوروش به دورند اما همچنان ادعا دارند.چشمان مردان سرزمین من نه تنها حجاب و پوشش زنان سرزمینم نیست بلکه،چشمان مردان
این سرزمین عاملی بر فساد و زنان این مرز و بوم در عین تاهل در تجرد به سر می برند...
زبان نه تنها قاصر نیست بلکه ربان بعضی ها آنقدر دراز شده که به قول سید میثم حسینی "این شهر عجب زبان درازی دارد"
ولی من در هنوز در انم که فراز می گفت:(ای قافیه ها زبان درازی نکنید)

راجب این همه بلوا هیچ نمی گویم و ترجیحا سکوت پیشه می کنم اما...
اما
من را آن جوانی می سوزاند که شب ها با سگان در رقابت یافتن تکه ای از آن زباله دانی است که حتی تصورش هم قلبم را آزار می دهد.

و اینگونه دنیا نامردی می کند و ما راهی جز زنده ماندن نداریم.

ما زندگی نمی کنیم!زنده می مانیم...!

ما زندگی نمی کنیم...
۵ دیدگاه
  1. آیه ***
    قشنگ تر نیست فکر کنیم که همه ی ادما اینقدر مهربون میشن که حداقل کاری ک میکنن اینه که میرن شامشون رو با اون کسی که غذا نداره تقسیم می کنن
    چون دو راه پیش رومونه یا این کار رو کنیم
    یا حداقل تصور کنیم ی روزی اینجور میشه:)
    مگرنه فکر کردن به سیاهی فقط لحظه هامون رو سیاه میکنه
    لحظه هاتون رنگی رنگی:)
  2. حوا ...
    با همه‌ی سختی‌ها می‌شه زندگی هم کرد...
  3. مسیو ..
    یغضوا من ابصارهم.....
    یروز تو تاکسی راننده تاکسی یه جمله قشنگ گفت که یادمه....گفت ما زندگی نمی کنیم ،کارما زنده مانیه نه زندگانی....
  4. miss writer
    غم انگیزه
    ولی فکر کردن بهش و غصه خوردن دردیو
    دوا نمیکنه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">