آرشیو های وبلاگ رو که نگاه می کردم دیدم تو خرداد 98 هیچ مطلبی نیست!مگه میشه؟مگه داریم؟این همه روز با کلی اتفاقات و مناسبات و آرشیو خرداد خالی؟!

مثل اینکه کیبورد عزیزم باهام قهر کرده بوده.

حتی نمونه کار گرافیک یا عکاسی هم نداشتم!

دریغ از نوشتن یک کلمه در وبلاگم و چک کردن بقیه وبلاگ ها وقتی دفتر روزنوشت هامو باز کردم دیدم پر از شعر ها و دلنوشته های مختلف با عناوین مختلفه(حتی یک شعر هم برای ماه رمضون نوشته بودم که قسمت نشد منتشرش کنم ، ولی اگه عمری بود سال بعد حتما میزارمش رو بلاگ).

چند روزی میشه که به شدت دلم تنگه،تنگ برای معشوقی که ندارم یا اینطور بگم عشقی که وجود نداره.

دوست دارم یکی باشه بشیم دل سیر باهاش حرف بزنم.خیلی اوضاع عوض شده... وقتی چند تا از شعر های شاه کارمو تو دید فامیل گذاشم گفتن عاشق کی شدی شلوغ؟!

بابا آخه مگه هرکی عشق زمینی داره شعر میگه؟

عجب گیری افتادیم :|

راستی پیج اینستاگرامم رو هم دنبال کنید...اگه خدا بخواد و عمری باشه قراره از تیر ماه سفر های تابستونی رو کم و بیش شروع کنیم با دوستان و آشناها،عکس هایی از سفرام رو هم اونجا میزارم :)

واسه تابستون برنامه ریزی خوبی دارم شما چطور؟برنامه ای برای تابستون 98 دارید؟اگه دارید زیر همین پست بفرستید.

امیدوارم حال دلتون خوب باشه

در پناه خدا


دریافت

عکاس:ناصرالدین محسنی