امیررضا کامیار
دنبال کردن
کامیار ...

دوستت دارم

برای همین است که دلم برایت تنگ می شود

لک میزند

اما کاری از دستش بر نمی آید...

راستی دل که دست ندارد!؟

خلاصه داشتم میگفتم

آری آنقدر دلتنگت میشوم که گاهی میخواهم یک دل سیر نگاهت کنم

اما نمی دانم من سیر نمی شوم چرا؟

 

۴ دیدگاه
کامیار ...

کاش یک شب خواب باشم...

بازهم آیی به خوابم

*

کاش نگاهت مست باشد

تویی از خدا بخواهم

*

کاش یک شب بی تو اما

با تویی خاموش گردم 

*

کاش باز پاییز باشد

از پی ات باران بشیند

*

در دلت اما بهاری

در پی آفتاب باشد...

*

کاش باشی کاش باشم

یک روز اینها ببینم

*

از نگاه مهربانت

گل نرگسی بچینم

 

۳ دیدگاه
کامیار ...

انگار هیچ عاشقانه ای به سرانجام نمی رسد... لیلی و مجنون ، فرهاد و شیرین ، رستم و تهمینه... داستان بیژن و منیژه وخسرو و شیرین را کنار بگذار.

 

 

خودمان را هم ببین...

این خودمان های گم شده را میگویم...

تو کشوری دیگر و من...

اینجا ایران است... همسایه صدایم را می شنوی؟

راستی دیروز در کوچه مان دیدمت...

بگو که باز گشته ای تا بمانی...

بگو نمی روی به آن دیار فانی...

بگو پاییز را درکنار من به عاشقی سپری خواهی کرد...

بگو... بلند تر بگو... 
دلم را برای عطر چارقدت تنگ نکن...

بمان و نرو...اما اگر رفتی...

قول بده که خواهی آمد...

اما هرگز نیا!

اگر بیایی همه چیز خراب می شود...

کوچه مان تشویش...

قلب من آتیش...
مردمان با نیششان می شوند هم کیش...

من مات و تو کیش...
قول بده که خواهی آمد...

 

۱ دیدگاه
کامیار ...

برف و باران بزند فرق سرم
آه ای فرق سرم!
برق با داد زند از کمرم
آه ای داد کمرم!
از جفای تو بشکست خِنصِرم
آه اشاره خِنصِرم!
بی تو من پرنده شانه سرم
جانا شانه سرم!
با تو من یک تبری گاو سرم
آه از جنگ،سرم!
ز همه لطفت ریخت موی سرم
من جوانی لِغسَرم!
رفتی از دل و درآمد پدرم
آه حرف پدرم!


واژه نامه:

بدلیل سختی واژگان و انتقاد بعضی از دوستان واژه نامه زیر ضروری است.

فرق سر:بالای سر
خِنصِر:انگشت،انگشت کوچک
لِغسَر:کچل،انسان بی مو،انسان مو ریخته

۱۰ دیدگاه
کامیار ...

کوچه ها منتظرند،بد به دلت راه ندهی!

مردمش تنگ نظرند،بد به دلت راه ندهی!

برخی هم پاک نظرند،خوش به دلت راه ندهی؟

دگران خوش منظرند،زنهار تو پا ندهی!

بدمنظران نیکوترند،به فکر بدی راه ندهی!

خسروان بی نظرند،فخر به دلت راه ندهی!

من تورا منتظرم،حسب بدی راه ندهی!

#امیررضاکامیار

۴ دیدگاه
کامیار ...

رایگان گشتیم خریدار ولی مارا کیست

رایگان گشتیم  دگر یار برای ما نیست

.

.

.

بقیه شعر رو توکتاب چاپ میکنیم :)

شاعر و طراح : #امیررضاکامیار

۵ دیدگاه
کامیار ...

بی نام تو
نام من هم
پوچ است
انگار،

بی نام تو
این نامه دل هم
آری،
بی رنگ
و نشان
و چشم لوچ است
انگار،

آری
که انگار
باز عشق ما
خونی است و
به سرخی بُلوچ است
انگار

#امیررضاکامیار

۰ دیدگاه