امیررضا کامیار

دلنوشته ها و نمونه کار های یک قلب یخ زده

تولدم مبارک

  • ۱۰:۰۹

تولدم مبارکآرام

  • ۴۱

روز بزرگداشت حافظ شیرازی

  • ۱۳:۴۶

20مهرماه، روز بزرگداشت حافظ را بر تمام ادیبان و نویسندگان بزرگ سرزمینم تبریک عرض می نمایم.

خواجه شمس الدین محمد شیرازی شاعر و حافظ قرآن، متخلص به حافظ و معروف به لسان الغیب از بزرگترین شاعران غزل سرای ایران و جهان به شمار می رود.

من منزوی نیستم

  • ۱۷:۳۱

امروز هم یکی از دوستانم با طعنه ای رو به سوی من کرد و گفت:(چقدر عوض شدی!) در جوابش گفتم:(چطور مگه؟) ادامه داد:
-قبلا ها خیلی پر سر و صدا تر بودی،الان ساکت تر شدی
-نه بابا اینطوری فکر میکنی
-راستش،راستش میدونی چیه؟!
من با تعجب گفتم:چیه؟خجالت نکش،بگو!
-احساس می کنم منزوی شدی!
.
.
.


حالا از همه این بحث ها بگذریم نمی شود گفت که حرف هایش ناراحتم نکرد.با اینکه کمی حرف هایش به من بر خورد ولی چند روزی می شود که ذهن مرا به تفکر وا داشته.
خودم نیز حس میکنم از دوران دبستان و اوایل راهنمایی و دوران شادی ام خیلی فرق کرده ام،
روح و روانم...
افکارم...
احساساتم...
برخوردم...
صمیمیت هایم ...
و ... و باز هم کلی وغیره هایی که مرا به ستوه می آورند.
به گذشته که نگاه می اندازم،می بینم من در دوران راهنمایی لشکری بودم شکسته خورده در میدان درس
اما...
اما وقتی که همه دوستی هارا کنار گذاشتم توانستم خود واقعی ام را میان همه گمشده های زندگی ام پیدا کنم و راه را دوباره پیش رو بگیرم و محکم تر بسوی هدفم حرکت کنم و به برخی از اهدافم هم
رسیدم و برخی ها را هم درحال تجربه و بدست آوردن میبینم.
درکل از خود رضایت دارم
اما،
اما نمیدانم این سکوت مبهمی که درون من لانه کرده چیست و چگونه میتوانم صمیمیت های گذشته را احیاء کنم
عجیب در عجبم!!!
فرار از این انزوا برایم سخت است،انگار با این موجود بی جان دستی داده ام که آینده ام را قوی تر تضمین می کند
اما رفاقت هایم چه؟
رفیق هایم چه؟

مستانه مینویسم

  • ۱۱:۱۵

مدتی است که نمی نویسم،دوستانی که لطف داشتند پیگیر حالمان شدند،پیگیر نشدن سایر دوستان را هم پای درگیر بودنشان میگذاریم،زیرا الطافشان از جای دیگری به ما رسیده است.

یکی از دلیل نبودن و حضور یافتن امتحانی بود که 14 شهریور ماه با نهایت اضطراب و استرس در خدمتش بودیم و هزاران هزاران مرتبه شکر توانستیم از سد آن بگذریم (که بزودی داستان آن را خواهم نوشت)

از این پس هم که درس و دانشگاه و تلاش شروع میشه و من بیشتر کم پیدا تر خواهم شد.

هر هفته یک مطلب در وب قرار میگیره ولی با کیفیت خیلی بهتری.از این به بعد میخوام مستانه بنویسم حالا مستانه یعنی چی؟عجله خوب نیست به وقتش میفهمید!

یه مدت هم نخواهم بود تقریبا تا 29 شهریور ولی سعی میکنم تو این دو سه روز که حضور به هم می آورم چیز های خوبی بنویسم

+منتظر بخش موزیک باشید که قراره توش یه کارایی بکنم

فعلا همینا

+امروز کلاس دارم و قراره جواب امتحانات بیاد دعا کنید خوب دخشیده باشم

در پناه حق

یاعلی

دوستدار شما امیررضا کامیار

آقای عکاس (چندتا عکس برای شروع ...)

  • ۱۶:۳۷

سلام این موضوع از وبلاگم رو با چند تا عکس که دیروز وقتی واسه مجلس دفن نوه خاله ی پدرم رفته بودیم رو از طبیعت گرفته بودم براتون تنظیم کردم و میتونید در ادامه مطلب اون هارو دریافت و لذت ببرید.

+هر عیب و ایرادی دیدید بدون هیچ روی در وایستی بگید.

فقط چون اندازه و کیفیت عکس ها بالاس ممکنه یکم دیر لود ( بارگذاری ! ) بشن ...

۱ ۲ ۳ . . . ۶ ۷ ۸
توییتر
به نام حضرت دوست که هرچه داریم از اوست بنده امیررضا کرمی هستم ، معروف به امیررضاکامیار شاعر و نویسنده و علاقه مند به نوشتن و این وب ، وبلاگ بنده می باشد که آثار و طراحی ها و پیشنهاد های بنده در این سایت قرار گرفته میشه.
Designed By Erfan Powered by Bayan